کاش هر خدايی يک بار به جهنم خويش سر بزند
کسی آن بالا گريه می کند
امشب از آسمان سگ می بارد
در را بگشاييد بانو
اجازه دهيد داخل شوم
البته اگر قول مي دهيد بعدش اجازه دهيد خارج شوم!امشب آسمان ابستن هوس خدای مست است
همسايه ی تان،
همسايه ی تان ، بانو
همان پيرزنی که آواز خواند زير بشکه ی قير
دارد درد ميکشد بانو
امشب قول شما را به من داده بودند
و قول پيرزن همسايه تان را به مردی که زير بارش سگ جان داد
خواهش مي کنم بانو
فقط همين امشب شکنجه را تعطيل کرده اند
دوباره شايع کرده اند فردا خدا برای سر کشی می آيد
خواهش مي کنم
امشب از آسمان ابستن،
زير فرياد پير زنی که سابق بر اين خوش صدا بود،
امشب...