تبليغاتX
گورزاد
نوشته های کوتاه

نشد هیچگاه نشد که دو بخش دیگر نگاشت" اندیشه و زایشگری …" را در وبلاگ درج کنم نگاشتی که خیلی ها که داستانها را خوانده بودند زحمت خواندنش را به خودشان ندادند. انها هم که خوانده بودند یا از اندیشه بیزار بیزاری جستند یا در مورد سخنان نه چندان مفهوم نظرات نا مفهوم تری ارائه نمودند .

 

و اینک نوشتن تنها برای اینکه در ذیل عنوان نوشته های پیشین نام فروردین نیز باشد .

فروردین ناتمام فروردین اندوه بار و نا گزیر.

 

در تلاش برای قرار دادن این داستان کوتاه در این وبلاگ سه بار نا کام ماندم و اینک که شاهد کامیابی رخ نموده است آن دلبستگی پیشین نسبت به نوشته را در خویش نمی یابم.

 

 موهای سیاه بلندش تا نیمه بلندای سرخ رنگ مبل پایین آمده بود . روزنامه را ورق زد و انتهای آن را مانند

 

جسمی سخت روی زانوانش قرار داد . آرام و بی آنکه بداند آیا واقعا مخاطبی دارد یا نه زمزمه کرد :

 

«یک تار موی پیدا شده زیر ناخن زن مقتول تنها مدرک پلیس برای اثبات جرم مرد متهم »

 

تلاش نکرد برای دیدن واکنش من سر برگرداند . چنگال را محکم توی تکه گوشت سیاه فرو کردم و به دهان

 

گذاشتم . میدانستم در مدت جویدن این تکه فرصتی دارم بلند شدم و به سمتش رفتم . به هیچ وجه متوجه

 

نزیک شدن من نشد . آرام دستم را توی موهایش فرو بردم . جیغ بلندی کشید …

+ نوشته شده در  پنجشنبه سی و یکم فروردین 1385ساعت 21:3  توسط امين تيرداد  |