تبليغاتX
گورزاد
نوشته های کوتاه
(برای د ت ش ا به خاطر درخواستش )

اگرچه از دیواری که داریم

هیچ میمون بالا نرفته است

پروانه ها برای این پرواز پست قامت بودند

و نوری که سایه دیوار را با تمام بیهودگی فرا برده بود

از ستایش بی دریغ شبتابها هیچ لبخند نداشت

که سایه را برای گورکنی در پای دیوار بیشر مانه روشن ساخته بودند

باران که میبارید میمونها مست

و بالها در ستیز جویهای کوچک میگریستند

انقدر کنده بود پای دیوار را که یک شب همه تصمیم گرفتیم بمیریم

تا شبتابها برای نتابیدن 

درختها برای خاک

خاک برای گور از دست رفته خود

گورکن برای اسودن 

و پروانه ها برای بالا رفتن از دیوار خوشبخت شوند

سایه میماند و شب باز بیدار

ما هم که مرده بودیم 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم آذر 1384ساعت 19:51  توسط امين تيرداد  |